|
|
|
|
|
قطعه ای از آینده (فرض کن سال ۱۴۶۸ هجری شمسی)... :
"ـ سلام ـ سلام ـ شمااهل کجایی؟ ـ تبریز ـ ترکی؟ ـ نه بابا من ...ترک نیستم.پدر بزرگم ترک بود. پدرم هم کمی بلد بود ترکی حرف بزنه ولی من اصالتا فارسم!می بینی که لهجه هم ندارم! ـ باریک الله! زنده باد نژاد آریایی! زنده باد کورش کبیر!" آیا این را میخواهیم؟ به نظر این پیش بینی کمی بدبینانه یا تندروانه است؟هرگز! اگر اندک مقاومتهای دلسوزان زبان مادریمان (ترکی) هم نباشد چنین وضعیتی در آینده ای به مراتب نزدیکتر هم متصور است.این یعنی گسست نسلها. یعنی تزریق احساس حقارت به فرزندانمان با دستهای خودمان. یعنی انکار خود و حقیر پنداشتن داشته ها و زبان و فرهنگ خود و کنار گذاشتن زبان و فرهنگ و گذشته ی خود به نفع زبان فارسی ( زبانی که نه زبان علمی دنیاست که در جهانی که مرزها کم کم رنگ میبازند تغییر زبان مادریمان به آن مایه ی پیشرفتی باشد و نه زبانی است که حتی به اندازه ی نصف متکلمین به زبان ترکی در جهان متکلم دارد.)آیا باید راضی شویم به اینکه فرزندان و نوه هایمان ترک بودن پدر و پدر بزرگشان را کتمان کنند چرا که در جامعه ی همسان شده ی زبانی ترک بودن را یک نقطه ضعف محسوب خواهند کرد؟(نگاه کنید به وضعیت ترکهای ساکن مناطق نزدیک به تهران مثل قزوین و ساوه و قم و خود تهران و حتی زنجان عزیز که چگونه بسیاری از آنها خودرا حقیر میپندارند چون هیچ نهادی زبان آنها را و در واقع خود آنهارا به رسمیت نشناخته است) من اعلام خطر میکنم! تبریز!اورمی! خوی ! اردبیل ! میاندواب! میانه ! سراب !مرند!اهر!اگر به خود نیاییم به زودی ما نیز به سرنوشت زنجان و ساوه و قم و هشتگرد و آبیک گرفتار خواهیم شد . تهران ! اصفهان! شیراز! یزد! مشهد ! کرمان!کاشان!من اعلام خطر میکنم ! قبل از اینکه کار از کار بگذرد و گسست اجتماعی ناشی از جنگ قومی انتحار ایران را رقم زند بیایید به حقوق اقوام و زبانهای موجود در کشور احترام بگذارید.و بدانید قومی که لایق تصمیم گیری برای خود و آینده اش نباشد دیگران برایش تصمیم خواهند گرفت!امید که در این تصمیم گیری به بیراهه نروید! |
||