|
|
|
|
|
انتقاد از خود
هرچند تنها یک نگاه از برون میتواند انتقادات واقعی بریک مجموعه وارد آرد اما بگذار تا من هم درباب رذایل فضیلت نمای شهرمان کلمه ای بگویم .به خود نگیر چون تو خارج از این دایره ای ان شا الله ! در شهر ما که مدینه ی فاضله اش خوانیم دوچرخه سواری عیبی است بزرگ و گناهی است نابخشودنی که نخبگان ما نیز آن را در شان خود نمی دانند. در شهر صلح دوست مودب پرور ما !(نه ادیب پرور)ادای کلمات با لهجه ی فارسی دلیل بر ادب است و استعمال همان کلمه با لحن بی تکلف دوران کودکی و به طریق اولی کاربرد مترادف آن عبارت در زبان مادری(حتی اگر مهجور نباشد)نشانگر عقب ماندگی و حتی بی نزاکتی گوینده ست. روابط سطحی و بی اطلاعی(بخوانید بی تفاوتی) از حال و روز دوستان (و این اواخر اقوام حتی درجه یک و دو ) نشانگر فرهنگ بالا و شخصیت فوق العاده ی شماست . در این مدینه ی فاضله یک اورمیه ای اصیل اگر در اتوبوس نشسته یا ایستاده است چنانچه خانمی از انتهای اتوبوس بعلت کمرویی نتواند با صدای بلند به راننده بفهماند که :"میخوام پیاده شم" همشهری اصیل ما به روی خود نخواهد آورد که صدای خانم را شنیده است .چون آنوقت مجبور خواهد شد کمی صدایش را بلند کند و از راننده بخواهد که نگهدارد تا آن خانم پیاده شود واین بلند کردن صدا دور از نزاکت خاص اورموی است! در شهر لیبرال ماب فضیلت نشان ما به اندازه نصف تهران نمایشگاه اتومبیل هست .چرا که داشتن ماشین شیک و شکیل از لوازم تمدن و تشخص در شهر ماست و تعویض های مکرر مدل و نوع اتومبیل نه فقط اشارتی به تنوع طلبی که کنایتی از دم غنیمت دانی و فیلسوف منشی عامیانه ی ماست. اگر من در اشتباهم تصحیحش کنید و مرا از ضلال مبین نجات دهید.
|
||