|
|
|
|
|
مرحله ی نخست جدیدترین نمایش دموکراسی در کشور به پایان رسید و در آستانه ی اجرای پرده ی دوم آن هستیم.برای تمامی دست اندر کاران آرزوی توفیق نموده و ضمن اعلام برائت از تمامی مخالفین دموکراسی از عزیزانی که این پست را میخوانند استدعا دارم که نظر خود را درباره ی هر چه بهتر برگزار شدن دموکراسی اعلام دارند .
راستش از وقتی که در یکی از وبلاگهای همشهریمان خبری مبنی بر برگزاری مسابقه ی مقاله نویسی با محوریت انتخابات اخیر مجلس خواندم برآن بودم که گر فرصتی دست دهد پیرامون انتخابات و دموکراسی که این انتخابات علی الاصول باید بر آن استوار باشد آنچه را در ذهن دارم بر کاغذ آرم.اما دل و دماغ این کارو نداشتم.(زبان من گاه محاوره ای میشود و گاه ادبی . خرده نگیر . بذار راحت باشم.خودم متوجهش هستم)سرانجام هم در آن برنامه شرکت نکردم.حالا در پاسخ به دعوت یکی از عزیزان (که البته هنوز توفیق زیارتش نصیبم نشده )مبنی بر به روز کردن وبلاگم این مطلب را مینویسم و نامش را میگذارم : مهندسی دموکراسی این مطلب را بعنوان موضوعی اجتماعی بخوانید نه مقوله ای سیاسی . چرا که از غرق شدن در جریانات و بحثهای سطحی سیاسی فراری و بیزارم.نیز از روده درازی و توضیح واضحات و اطاله ی کلام و دست کم گرفتن شعور مخاطبین برحذر خواهم بود از خوانندگان ارجمند استدعا دارم نظرات صائب خود را جهت تصحیح و تکمیل موضوع دریغ نفرمایند. مقدمه آنچه در حال حاضر بعنوان دموکراسی در کشور ما و اغلب کشورهای جهان اجرا میگردد نمایش ناقص و در نتیجه ابتری است از دموکراسی (دموکراسی با معنای لغوی حکومت مردم) . هرگز شعارهای ظاهر فریب< حکومت مردم بر مردم >و <رای اکثریت > و... دل مرا نبرده است. آنچه مرا بر سر شوق می آورد نه دموکراسی بلکه اریستوکراسی دموکراتیک (با تلقی و انتظاری که من از آن دارم و به تدریج خواهم گفت ) میباشد. بطور خلاصه اریستو کراسی دموکراتیک از دید من یعنی حق اعمال حاکمیت مردم با هدایت نخبگان جامعه. آنچه در مقوله ی دموکراسی ذهن بسیاری از اندیشمندان را مشغول داشته است بالا بودن ضریب فریب افکار عمومی بویژه در جوامع بدوی است. بایستی راه حلی یافت که ضمن حفظ حقوق شهروندی افراد جامعه ضریب فریب (که دموکراسیهای موجود همگی به درجاتی از آن گرفتارند ) به حداقل برسد. ادامه دارد.با من همراه باش دوست عزیز |
||